....دنیای من و داداشیم

تنهای تنها نیز شوم...بی کس و رسوا نیز شوم...آرامم، خدا را دارم.

آقای غریبم

شنیدم قطرات باران آنقدرخودشان رابه دیوارها کوبیدند و دخیل بستند که اذن دخولشان دادی

اما پس این اشکهای بارانی من چه؟

تا به کی درحسرت لمس آن ضریح,فرجام تلخ بیهودگی راتجربه کنند مولا؟

دلم گرفته وقتی قصه این باران راشنیدم یاد جدغریب و تشنه ات افتادم

برمن ببخش که آب ، همیشه مرا یاد کربلا وعاشورا میندازد یا امام رضا (ع)







نویسنده :man_dadashim ; ساعت 09:16 روز یکشنبه 05 مهر 1394


كد تغيير شكل موس



ساعت فلش